تبليغاتX
نوشته های ممنپا (mmnpa313)

به گزارش بسیجی سو، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) امروز بعد از نماز عصر طی مراسمی شادمانی خود را از خروج نیروهای نظامی آمریکای جنایتکار، از خاک کشور مسلمان عراق نشان داد.

به گزارش خبرنگار واحد سیاسی پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)، مراسم شیرینی خوران و شادمانی از خروج نظامیان آمریکایی با حضور دانشجویان پس از اقامه نماز عصر در مقابل مسجد دانشگاه ساعتی به طول انجامید.

در این مراسم که دانشجویان، اساتید و کارکنان نیز با حضور خود شادی خود را از این رخداد نشان می دادند، تعدادی از دانشجویان با در دست داشتن پرچم عراق و پلاکاردهایی علیه شیطان بزرگ جهانی، به ابراز احساسات خود در این زمینه پرداختند.


lمشاهده عکس ها

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

کلمه‏ی « دانشجو » از جمله الفاظ مقدسی است که بازخورد فرهنگی یک ملت را در او جست‏وجو می‏کنند. در فضای جهانی، دانشجو نقش مهمی را ایفا می‏کند. بسیاری از انقلاب‏های چپی ریشه در این حوزه دارد. در انقلاب خودمان هم نقش ویژه‏ی آن‏ها را چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب دیدیم. 16 آذری که به نام روز دانشجوست، یک حرکت ضددیکتاتوری و ضد استکباری بود که با شهادت احمد قندچی، مهدی شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا محقق شد. پس از انقلاب هم این تقدس حفظ شد و بیانات امام خمینی ره و مقام معظم رهبری در باب مساله دانشگاه و اهمیت شخصیت دانشجو منجر به کتاب‏ها و مقالات فراوان گردیده است. یکی از نکات مهم مطرح در دیدار دانشجویان دانشگاه خودمان با سفرای ترکیه و سوریه در تابستان گذشته به بهانه بیداری اسلامی در محل سفارتشان، همین بود که دانشجو در کشور ایران چه جایگاه ویژه‏ای دارد و چه تاثیراتی داشته است. یکی از تاثیرات، تسخیر لانه جاسوسی امریکا در نوامبر 79 بود که در صحنه بین المللی، یک تاثیر 30 ساله داشته است. دانشجوی ایرانی، چنین شخصیتی است. به تبع، یک امام صادقی هم « هویت دانشجویی» دارد که البته هویت‏های جنبش دانشجویی و حرکت‏های دانشجویی، مرتبه‏بالاتری از هویت دانشجویی دارد.

بنا نیست که در این نوشته سخن از مختصات دانشجو آورده شود. بحث صرفا تذکری به جایگاه دانشجو است.  به همان دلیلی که انسان در طوفان زندگی محتاج به موعظه و جلسات اخلاق می‏شود تا بار دیگر به جایگاه انسان و نسبتش با خدا و مصیبت‏های زندگی پیدا کند. امروز هم اتفاقی در مسیر جنبش‏های دانشجویی رخ داده که خلطی میان حق و باطل شده و همان‏طور که در فتنه‏ها نیاز اول هر شخص بصیرت است، در این محمل هم بصیرت نیاز اول من و توست. قدم اول، تذکر در مورد شناخت خود است و مرحله دوم، شناخت موضوع عمل که بناست فقط در این نوشته فقط قدم اول شرح شود و قدم دوم، انشا الله مجالی دیگر.

دانشجو و در معنای خاص آن، بسیج دانشجویی یک اجتماع مستقل است. مستقل به معنای عدم وابستگی به ارگان و تشکیلات اداری و دولتی و هم‏چنین عدم وابستگی‏های حزبی و سیاسی و نژادی است (ویژگی سوم حرکت دانشجویی در کلام امام خامنه‏ای در آذر 78 ). البته آسیب‏هایی در این استقلال وجود دارد. چرا که بنا بر ادبایت قرانی، استقلال محض نداریم. یا تحت ولایت الله هستیم و یا تحت ولایت طاغوت. چنان‏چه پیش از انقلاب دیدیم که غالبا به علت عدم وجود رهبری صحیح، ابزار دست گروه‏های چپ و راست شدند و بسیاری از احزاب کوچک انحرافی ریشه در گروه‏های دانشجویی داشتند و بسیاری از فرصت طلبان، بدنه‏ی خود را در درون دانشگاه‏ها می‏جستند. جنبش‏های دانشجویی پس از انقلاب که به مرور زمان اکثریت به دست اسلام‏گرایان می‏افتاد، رهبری را به ولی فقیه سپردند. چنان چه این فضا در گروه‏های دانشجویی به ندرت یافت می‏شد که گروهی دانشجویی به مرجع تقلید زمان خود تکیه کند که حقیقتا از برکات انقلاب اسلامی است که دانشجو با حوزه های اسلامی گره خورده است. پس جنبش دانشجویی پیوستگی خود را بدون واسطه با رهبری انقلاب می‏داند که جنس تبعیت او نه از جنس اداری و حتی نظامی است؛ که جنس تبعیت او از جنس ولایت و به تعبیری از روی حب است که جدا از این که شرعا خود را مطیع می‏داند، رابطه اش را از جنس عباس ع و حسین ع می‏بیند. چنان چه این رابطه دو طرفه است و او هم دانشجو را افسر جوان جنگ نرم می‏خواند.

ویژگی دوم جنبش دانشجویی، ایدئولوژی انقلابی و اسلامی ولی فقیه است. یعنی یک دانشجو استراتژی اقدام خود را از لابه‏لای کلام امام و آقای خود جست‏وجو می‏کند. سایت خامنه‏ای دات آی آر، نه یک سایت که رساله استفتائیه‏ی خود می‏داند. مدام به آن رجوع می‏کند و با عقلانیت خود راهبرد جنبش دانشجویی را به مقام عمل و برنامه ریزی تاکتیکی منتج می‏کند. چنان چه دانشجویان پیرو خط امام، درست یا غلط بیانت تعریضی امام را دلیل حرکت خود ذکر می‏کردند. پس از تسخیر سفارت روباه پیر، عده ای از اساتید و مسوولین متاسفانه می‏پرسیدند که چرا اقدام خود را با مسوولین نظام چک نکردید که این سخنان قطعا ناشی از عدم شناخت جنبش دانشجویی است.

ویژگی سوم که به نقل از بیانات مقام معظم رهبری است، ویژگی آرمان‏خواهی است. اول اذرماه 1378، رهبر فرزانه‏مان ویژگی‏های شش گانه جنبش دانشجویی را می‏فرمایند که اولین و اولین ویژگی را  آرمان گرایی در مقابل مصلحت گرایی می نامند. در ادامه هم می‏فرمایند: عشق به آرمان‌ها و مجذوب آرمان ها شدن. دعوایی میان حق و مصلحت نداریم که قطعا مصلحت همان حق است. اما تشخیص مصلحت‏ها و احکام سیال دین، فقط بر عهده‏ی ولی فقیه است. نه من و نه حتی فرمانده سپاه یا رییس جمهور. پس قطعا جواز حکم مصلحت بر عهده من و توی دانشجو نیست.

در مساله‏ی مورد مناقشه هم یکی از آرمان‏های همیشگی امام خمینی ره در روابط خارجی و بین المللی، وجود رابطه اسلامی با دیگر کشورها بود. به این معنا که نه به کسی ظلم می‏کنیم و از کسی ظلم می‏پذیریم. (24 آذر 57) احترام متقابل و عدم وجود رابطه بره و میش نیز از کلید واژه‏های همیشگی ایشان در بیانات ابتدای انقلابشان بود. خب، وقتی می‏دیدیم رابطه جمهوری اسلامی با انگلستان در قضیه سلمان رشدی، اجلاس تهران، عملیات خصمانه ضمن شبکه بی بی سی فارسی، فتنه 88، تحریم‏ها و ادعاهای بی‏اساس و قضیه حقوقی باغ قلهک، ما را از مسیر اسلامی و انسانی روابطمان با این روباه پیر دور کرده، هیچ مصلحتی را در مقابل این آرمان نمی‏بینیم که باید رابطه‏مان قطع شود. و این مختصر عقلانیت جنبش دانشجویی از تسخیر آن سفارت‏خانه‏ی پیر است.

ویژگی دیگری که حضرت امام ره در وصیت نامه‏شان خاصتا به جوانان انقلابی در انتهای بند م فرموده‏اند این است که : « از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسیر ملت‌ و کشور اسلامی‌ و مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگیری‌ نشود، همه‌ مسئول‌ می‌باشند و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهی‌ اگر برخورد به‌ یکی‌ از امور مذکور نمودند، به‌ دستگاههای‌ مربوطه‌ رجوع‌ کنند و اگر آنان‌ کوتاهی‌ نمودند، خودشان‌ مکلف‌ به‌ جلوگیری‌ هستند.»

مطالب بالا صرفا برای این بود که فقط جایگاه دانشجو بار دیگر تذکر داده شود و اگر متاسفانه عده‏ای هنوز نشنیده اند، بشنوند.

تریبون‏های آزاد

روز دوشنبه قبل از حرکت به سمت سفارت‏خانه و باغ قلهک، تریبون آزاد انتهای مسجد برگزار شد و در مورد قضیه انگلستان و چگونگی برخورد ما با قضیه تحریم‏ها و ترور شهیدان هسته‏ای‏مان بحث کردیم. استقبال پرشور تریبون آزاد قبل از تسخیر، حدودا 20 نفر بود که فقط 5 نفر حاضر به اظهار نظر شدند که با توجه به تصمیم قبلی برای تجمع مقابل سفارت‏خانه، همه موافق ضربه زدن سخت به انگلستان بودند و حتی در مورد تسخیر هم در صورت امکان، بحث شد. فقط یک نفر مخالف تسخیر سفارت بود، آن هم در مورد ورود به سفارت که پس از تسخیر حضور پررنگ ایشان را در باغ قلهک شنیدیم.

اما تریبون آزاد فردای تسخیر فضای متفاوتی داشت. چنان چه همین تفاوت را در دانشگاه‏های دیگر  و گروه‏های سایبری هم شنیدیم که حساسیت دانشجو قبل و بعد از تسخیر متفاوت بود. همه با رگ‏های ورم کرده و صورت سرخ، باد انتقاد رو به سمت مسوولین بسیج بردند و به جای رهبری ادامه‏ی کار که موضوع تریبون آزاد بود، موضوع بحث به نقد بسیج تبدیل شد. حتی متقاضیان ارائه مطلب بیش از زمان تریبون آزاد بود و حتی عده‏ای به مجری خرده گرفتند که ما هم می‏خواهیم صحبت کنیم و نگذاشتید. البته بی‏انصافی است که بگوییم فضا یک طرفه علیه این کار بود. اما فریادها ببش‏تر ناشی از نفی اقدام بود و موافقین حرکت ارام‏تر سخن می‏گفتند.

این یک آسیب جدی جریان دانشجویی دانشگاه ماست که در مقام عمل و رسالت دانشجویی، با نگاه خوش‏بینانه و این که نگوییم خواب و تنبلی را بر بسیج ترجیح می‏دهیم، کار فردی را به کار جمعی الویت می‏دهیم و پس از برداشت اشتباه می‏گوییم که باید حق را گفت (رجوع کنید به تفاوت اخلاق و تقوا در کلام استاد پناهیان )

بحران دردناک‏تر

اصلا در مقام این نیستم که بخواهم از عملکرد تسخیر دفاع بکنم که دفاع می‏کنم. بحث فقط در مقام این است که به جای نقد بسیج دلسوز و غریب دانشگاه، به رفتار خود بپردازیم که چه شده است که فکر نمی‏کنیم. چرا تحلیل‏هایی مثل نفوذ انگلستان در فرماندهان نیروی انتظامی برای ما قابل باور می‏شود. اگر قبل از تجمع و تسخیر، فکر نکردیم و با مسوولین امر در میان نگذاشتیم که کار صحیح است یا نادرست، حداقل پس از اتفاق، فکر کنیم. به هر تحلیلی دل نبندیم. چرا نیامدیم و یک بار نکات مثبت و منفی را در کاغذی یادداشت کنیم. ببینیم که از این قضیه بیش‏تر سود کردیم یا ضرر. ببینیم آیا انگلستان در مجموع سود کرده است که بخواهیم این افتخار را با اتهام انگلیسی بودن، تخطئه کنیم.

ای امام صادقی، تفکر کن. اگر اعتقاد داری که تسخیر سفارت نسنجیده بوده، حداقل الان را تفکر کن و باز فکرت را به این و آن نسپر که کار اشتباه بوده یا خیر. فلان مسوول امنیتی حرف خود را می‏زند. فلان دانشجو که فقط ظاهر جوان دارد و روحش پیر شده، نظر خودش را می‏گوید.

تو همان هویت دانشجویی را داری. این هویت به تو امر می‏کند که حتی اگر و به فرض محال کار تسخیر غلط بود، نباید پا پس کشید. چنان چه اگر برادرت یا پدرت کار اشتباهی کرد، به او پشت نمی‏کنی و ساده انگاری است اگر بگویی باید همیشه حق را بیان کرد. مگر انتقادات علی مطهری به احمدی نژاد و انتقاد هاشمی رفسنجانی به نیروی انتظامی و غیره وارد نبود. بله، انتقادات وارد بود، اما حق نبود. آقا گفتند، حق الآن، این است که اصل کار را تایید کنید. حق این بود که بسیج و سپاه و نیروی انتظامی علیه فتنه گران بایستند و کارهای غلطی مثل کهریزک و کوی دانشگاه جداگانه و طبق قانون جداگانه بررسی شود. امروز هم که آماج حملات بی‏بصیرتان دانشگاهی و غیردانشگاهی علیه جنبش دانشجویی روانه شده، اقلا تویی که خودت جزو این پیکره و هویتی، خودی را نزن. کسی در مورد برخی رفتارهای نادرست باغ و سفارت حرفی ندارد. ( هرچند حقیر آن را طبیعی تحلیل می‏کنم و اشتباهات پیش آمده را بنا بر دلایلی قصور می‏بینم و نه تقصیر. ) اما باعث نشود این حرکت افتخار آمیز را تحت الشعاع قرار دهد.

شاید بیش از این که باید نگران عواقب بین المللی تسخیر لانه روباه پیر باشیم، باید نگران بی‏فکری بعضی دانشجویان باشیم. چیزی که می‏رود جنبش دانشجویی ما را نابود کند. اگر جنبش دانشجویی خودش را حکومتی ببیند، باید فاتحه‏اش را خواند. چه شده است که وقتی می‏گویند: « چرا با شورای عالی و سپاه و وزارت هماهنگ نکردید و وارد شدید؟»، همه سر تایید پایین می‏اندازند. باید سر شرمندگی و وامصیبتا به زیر اندازی و بلند نکنی که جرآت می‏کنند از تو خرده بگیرند. البته مسوولین وظیفه خودشان را انجام می‏دهند و اگر دو روز بازداشت‏گاه می‏خوابیم، می‏دانیم جزو هزینه‏های انقلابی‏گری است که هر کس قبل از هر عملی باید این را با خود حل کند. حسرت می‏خورم که جای زندانیان پس از دستگیری باغ قلهک نیستم. خوشا به سعادت هر 11 نفری که با خدایشان معامله کردند. انقلابی‏گری قطعا هزینه دارد. یکی از آن‏ها زندانی شدن در زندان‏های جمهوری اسلامی است که با اخلاص و ایمان به حسنات تبدیل می‏شود. یکی دیگر از هزینه‏ها بیانیه‏های بدون ضمانت اجرای شورای امنیت و برخی اظهار نظرهای جمعیت یک درصدی (در مقابل 99%) دنیاست که انتظاری هم غیر از این‏ها از آن‏ها نداریم.

بدانید که هزینه‏ی اصلاح امور، جز با شکنجه‏های زندان مصر و عاشقی چون یوسف نتیجه نمیابد. بدانید که اصلاح امور جز با اسارت و غربت در کوفه و شام محقق نمی‏شود. باور کنید هنوز جنگ باقی است. باور کنید علم جهاد آقا هنوز بالاست. ساده انگاری است که بگوییم جنگ تمام شده است و باید به خود و خانواده رسید(رجوع کنید به دکترین دولت پس از جنگ). یادمان نرود که انقلاب ما آمد که زمینه‏ساز ظهور امام زمانمان باشد. مگر غیر از این است که آقایمان فرمود که من هنوز خود را در دوران مبارزه می‏بینم. بله، « تا شرک و ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.»

 

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

جناب آقای آلبرتو برادانینی، سفیر محترم ایتالیا در تهران

سلام علیکم

« به نام خداوند قوی‌تر از همه ناوهای آمریکایی...»

جمله‏ بالا جمله‌ای بود که شهید ادواردو آنیلی را به انقلاب اسلامی ایران علاقمند کرد. جمله‌ای که در شبکه دو تلویزیون ایتالیا در سال‌های اول انقلاب مردم ایران توسط رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بیان شد و شاید اگر این جمله را ادواردو نمی‌شنید، هیچ وقت هم کشته نمی‌شد. حتما از همین شکست رسانه‏ای است که همواره پیروزی‏های جمهوری اسلامی در رسانه‏هایتان سانسور می‏شود. لابد تجربه همان برنامه است که بیداری مردم کشورتان را نمایش نمی‏دهید. امروز ایتالیا بیدار شده است. صهیونیست‏های تروریست این مولدان خشونت و ترور در عصر معاصر، تمامی تلاش خویش را برای نشان ندادن 99 درصد مردم ایتالیا به کار انداخته‌اند؛ درست همانند روزی که نتوانستند راه روشنگرانه ادواردو آنیلی را ببینند و او را به صورت کاملا غیر طبیعی از سر راه خویش برداشتند. اما «بیداری ایتالیایی» و در امتداد بیداری سایر کشورهای اروپایی آغاز شده است.

ما دانشجویان مسلمان ایرانی از این‌که نخست‏وزیر فاسد و ضد اخلاق ایتالیا در پیشگاه مردم بیدار ایتالیا با حقارت استعفا کرد، مسروریم و معتقدیم لیاقت مردم فهیم ایتالیا بیش از آن بود که چنین فردی در مسند خدمت به آنان قرار گیرد. ما به دقت حوادث ایتالیا را پیگیری نموده و امیدواریم جمعیت 99 درصدی مردم ایتالیا بتوانند با پایداری در هدف و راهشان، دست صهیونیست‌ها و ثروت‏اندوزان یک درصدی حاکم برسرنوشت آن کشور را کوتاه نمایند. بدانید آنچه وعده خداست، آن است که مستضعفین وارثان زمین خواهند بود و این وعده الهی در کتب الهی چون زبور، تورات، انجیل و قرآن ثبت است.

پیوست این نامه مستند « ادواردو » است که روزی خود را به آب و آتش زدید که در ایران پخش نشود. اما امروز در مغازه‌‏ها و بازارهای ایران و کشورهای منطقه خاورمیانه، این مستند وجود دارد و در سالگرد شهادت ادواردو در سر تا سر نقاط ایران، این فیلم نمایش داده شد. در سالگرد قتل ادواردو آنیلی توسط صهیونیست‏های کودک‏کش، نام او و نام دوست شفیقش « شهید لوکا گائناتی لاواتللی » را که او هم 4 سال پیش به طور مشابه کشته شد، بار دیگر زنده می‏کنیم و به تمامی مستضعفین عالم و حق‏جویان ایتالیایی نوید حاکمیت یکتاپرستی و نابودی بت بزرگ سرمایه داری را می‏دهیم.

در پایان از دولت‌مردان ایتالیایی به ویژه نخست وزیر جدید این کشور جناب آقای ماریو مونتی درخواست می‏کنیم تا با شنیدن مطالبات مردم، راه برلوسکونی را ادامه ندهند و با دست برداشتن از نظام سرمایه‌داری و جایگزینی نظام عدالت محور، گمشده بشر را که همان معنویت و صلح و عدالت است، به مردم ایتالیا هدیه کند تا سرمشقی برای دیگر دولت‏های اروپایی باشد.

 

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |


خلاصه ماجرا اینکه یک روز قبل از عید غدیر در یکی از رستوران های شهر تهران در محله مذهبی نیروهوایی در خیابان اصلی که راه اصلی ورود به بزرگراه بسیج و اتوبان افسریه است و مسیر پر رفت و آمدی است، بنری نصب شده بود که همان طور که در تصویر می بینید به برادران اهل سنت ما توهین کرده بود.

این بنر را ابوی بنده ملاحظه کردند از ماشین و بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتند، متصدی 110 هم نامه را گزارش کرد و حتی مشخصات کامل و شماره موبایل را هم گرفته بود. از قرار خیال پدرم راحت شده بود و البته جریان را فردا برای حقیر تعریف کردند. 

فردا
بعد از مهمانی که به خانه سید اولاد پیامبر رفته بودیم حدود بعد از ظهر روز غدیر دوباره از کنار این رستوران عبور کردیم.اما به طور باورنکردنی ملاحظه کردیم که هنوز بنر سر جاشه. مادر بزرگ بنده که مادر صاحب رستوران را می شناخت و او را فردی ولایی در مسجد محل و حتی کسی که به خاطر یک حرف نابه جای غیر مستقیم یه سخنران به دکتر احمدی نژاد، او را نسبت ضد ولایت داده بود توصیف کرد. به هر حال از ماشین پیاده شدم و در آن خیابان شلوغ جایی توقف کردیم و محترمانه سراغ صاحب رستوران رفتم. سلام کردم. جواب سلام داد، در حالی که در حال صحبت کردن با خانم کنارشان بودند. اندی تامل کردم تا صحبتشان تمام شود. دیدم دارد طول میکشد، عرض کردم : "غذا نمیخواهم. خواستم درخواست کنم که بنر بالای مغازتون رو بردارید."
چرا؟ -
یه مطلبی زدید که به برادرهای اهل سنتمون توهین کرده
برو خودت بکن-
من که نمیتونم. اون بالاست.ضمنا شما مسوولید-
ببین حوصله ندارم-
اگر برندارید مجبورم به 110 زنگ بزنم-
برو هر کاری میخوای بکن-
ما هم با عصبانیت اومدم بیرون. سوار ماشین شدم و چون قرار بود اقوام رو برسونیم، گفتم بریم برگشتنه میایم سراغش. هم زمان هم تو ماشین با پلیس 110 تماس گرفتیم و با لحن عصبانیت گفتم: "فلانی، مادیروز تماس گرفتیم گفتیم فلان مغازه فلان کارو کرده هیچ کس رو نفرستادید. یعنی چی؟ یک ماه پیش هم تماس گرفتیم گفتیم اومدن جلوی منزلمون با آهنگ ان چنانی دختر و پسر دارند میرقصند ساعت 12 شب. شما هیچی خوتون حساب نکردید...بعد هم میگید بیایم مثلا بهشون چی بگیم....این که دیگه به آقا و امام و جمهوری اسلامی دارند توهین میکنند. قوه قاهرتون فقط برای جریمه کردن و زدن بسیجی هاست؟؟؟؟؟".
 یارو هم خیلی سر بالا جواب داد کار این مغازه به ما مربوط نیست. به شهرداری زنگ بزنید و بعد قطع شد"
بعد هم به شهرداری تماس گرفتیم و خانم گویا گوشی رو برداشته میگه: "خدمات طرح ترافیک چی چی و تحویل کالای مازاد خود....."
با عصبانیت قطع کردم.بعد که از همه کس نا امید بودم، به ذهنم بسیج خطور کرد. بعد یادم افتاد که روبروی رستوران یه ساختمون مال بسیج هست که عکس آقا و امام رو با اندازه آن چنانی و نور و افکت و زیور آلات زده که از چند فرسخی معلومه. روبرو ش هم بنر اهانت به اهل سنت. گفتم: "خاک بر سر بوقــــــــــــــق"

ابوی که همراه بود سراغ بسیج رفت و بنده اومدم این ور خیابون که عکس بگیرم که مستند باشد. نا خود آگاه که داشتم عکس میگرفتم دیدم جلوم صاحب رستوران که پسر جوونی بود با ته ریشی، گفت: "دنبال دردسر میگردی؟بیکاری؟" گفتم: "یعنی چی؟"
چرا عکس میگیری. بگیر. انقدر بگیر که....--
-میخوام داشته باشمش-
بشین میخوام باهات صحبت کنم-
من باهات حرفی ندارم.بنر رو بردار بعد میشینم تا صبح باهات حرف میزنم-
اینجوری که نمیشه تو بالایی من پایین نمیشه صحبت کرد-
به پلیس زنگ زدم.الان میاد.ممکنه برات دردسر شه-
میدونی شرایط امر به معروف چیه؟-
گفتم  این رو میدونم امر به معروف امره. شما بگو شرایطش چیه؟-
گفت بشین با هم صحبت کنیم-
گفتم اون رو بردار من تا صبح باهات صحبت میکنم-
گفت کار دارم. بیکار نیستم.مشتری میاد. گفتم اون بالارفتن کاری نداره.برو بالا برش دار
برو بابا حوصلتو ندارم-
همون لحظه پدرم وارد شد و در حالیکه در حال صحبت با یارو بودیم، با تیپ خاصی گفتند:" بردارش. خوب نیست."
خلاصه بعد از یه مکالمه بی ادبانه و گستاخانه از  فروشنده و تاکید بر ادب ابوی، فهمیدیم بنا به ادعای خودش فرزند شهیده. جلوی مغازش پدرش رو منافقین کشتند یا زدند.من رو همه تهران میشناسند. حق نداری منو تهدید کنی که مغازتو میبندم." پدرم کمی نرم شد و وقتی فهمید فرزند شهیده کوتاه اومد و گفت باشه...ما میریم.. ولی تو اون رو بردار....بعد گفت: " این رو برادر کوچکم زده.منم گفتم چرا زدی. اما 
"هست دیگه.
اما من گفتم : چی شد؟ تموم شد؟ باید برش داره. بعد میریم."
دوباره عصبانی شد گفت ببین برای زنا باید شاهد بیاری و چی و چی.....
گفتم داداش.اون زناست.مساله شخصیه. اما این کار تو جنبه اجتماعی داره. داری به یه جماعتی توهین علنی میکنی. باید فورا برداری. خلاصه با اصرار پدرم گفتم بیا بریم . برش میداره.....ما هم رفتیم به شرط اینکه بر داره.
من هنوزم از کار خودم ناراحتم که چرا منتظر نموندم. و البته فقط به خاطر پدر برگشتم.

بعد هم رفتیم ناحیه بسیج روبرو. زنگ زدم. از پشت آیفون گفت بفرمایید. گفتم :" عرضی داشتم. اگه بشه بیام تو یه عرضی برسونم."گفت :" بفرمایید. همین جا بگید.
گفتم منم بسیجیم . بذارید بیام داخل (با عصبانیت)....گفت همونجا بگو. نمیشه....بعد جریان رو تعریف کردم. گفت الان گزارش دادیم. گفتم مرد حسابی.....جلو ساختمون بسیجه. یه لحظه یکی بیاد بگه ورش دارید. چیو میخواید گزارش کنید...اون بالا نشستی....با جدیت گفت ماگزارش میدیم میان اقدام میکنند.

خلاصه از اونجا هم نا امید برگشتیم.....
------------------------------------------------------------------------------------------------------------


خلاصه ماجرا اینکه بنده با تجربه ای که کسب کردم این است که در عدم تحقق وحدت، اگر شیعیان و ایرانیان بیشتر مقصر نباشند... کمتر نیستند.

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

در دیدار دانشجویان با سفیر ترکیه چه گذشت؟ پنجشنبه 31 شهریور1390 5 بعد از ظهر
مصطفی حضوری مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اعلام این خبر گفت: جمعی از اعضای بسیج دانشجویی و دانشجویان فعال در حوزه جهان اسلام روز گذشته با امیت یاردیم سفیر ترکیه در کشورمان دیدار داشتند. وی افزود: دانشجویان پیش از این با سفارت ترکیه در کشورمان نامه‌نگاری داشتند و از سفیر ترکیه در تهران درخواست کرده بودند وقت ملاقاتی را با دانشجویان فراهم کند که با استقبال سفیر ترکیه همراه بود. حضوری خاطرنشان کرد: دیدار دانشجویان با سفیر ترکیه از ساعت 15 روز گذشته تا ساعت 18:30 به مدت 3:30 ادامه داشت. این فعال دانشجویی تصریح کرد: نمایندگان تشکل‌های دانشجویی در 3 محور به ارائه طرح بحث و بیان سؤال‌ها و ابهامات خود از سفیر ترکیه پرداختند. مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) اظهار داشت: محور اول سخنان دانشجویان با سفیر ترکیه، حول محور رابطه ترکیه با اسرائیل، اتحادیه اروپا و آمریکا بود. وی افزود: دانشجویان از سفیر ترکیه این سؤال را پرسیدند که چگونه ترکیه ادعای سیاست ضداسرائیلی دارد اما از سوی دیگر حامی منافع آمریکا، اتحادیه اروپا و ناتو در منطقه است؟ و این در حالی است که اسرائیل هم‌پیمان استراتژیک آمریکا و اتحادیه اروپا در منطقه است. حضوری تأکید کرد: سفیر ترکیه در پاسخ به این سؤال اعلام کرد که ترکیه در ارتباط خود با آمریکا و اتحادیه اروپا همواره منافعش را در نظر می‌گیرد و چشم‌انداز جدید ترکیه موجب شده بسیاری از کشورهای اروپایی متحیر شوند. * تأکید ترکیه بر تشکیل دولت مستقل فلسطینی است این فعال دانشجویی اظهار داشت: سفیر ترکیه درباره موضع ضد اسرائیلی کشور مطبوعش اعلام کرد که ترکیه اسرائیل را دولت مستقل می‌داند و اعتقاد ندارد که اسرائیل باید نابود شود و سیاست ترکیه در قبال اسرائیل تنها عقب‌نشینی تا مرزهای سال 1967 میلادی و تشکیل دولت مستقل فلسطینی است. * بیت‌المقدس نباید پایتخت اسرائیل باشد. مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: سفیر ترکیه در دیدار با دانشجویان تأکید داشت که بیت‌المقدس نباید پایتخت اسرائیل باشد. وی افزود: سفیر ترکیه در پاسخ به سؤال دانشجویان مبنی بر عضویت ترکیه در ناتو و اینکه ناتو اطلاعات نظامی و امنیتی خود را به اسرائیل ارائه می‌دهد، گفت که ترکیه در گذشته پیمان‌هایی با ناتو بسته است و اکنون خود را ملزم به رعایت و الزام آن می‌داند و ترکیه یک عضو از 27 عضو ناتو است. این فعال دانشجویی به محور دوم تبادل‌نظر دانشجویان با سفیر ترکیه در تهران پرداخت و گفت: محور دوم سخنان دانشجویان در این دیدار، درباره تحولات اخیر منطقه، بیداری اسلامی، روابط ترکیه و سوریه و مسائل بحرین بود. * ترکیه طی 10 سال گذشته روابط حسنه‌ای با دمشق داشته است وی افزود: در زمینه تحولات سوریه، دانشجویان تأکید داشتند که ناآرامی‌ها در این کشور در زمره بیداری اسلامی منطقه نیست و تنها ناشی از دخالت دست‌های بیگانه در این کشور است که سفیر ترکیه نیز در این باره معتقد بود که ترکیه طی 10 سال گذشته روابط حسنه‌ای با دمشق داشته است و آنچه که ترکیه به دولت‌مردان سوریه توصیه می‌کند این است که در مدیریت این کشور باید اصلاحاتی صورت بگیرد و بزرگ‌ترین مانع در تحقق این اصلاحات حزب بعث است. * سفیر ترکیه تأکید داشت که مداخله بیگانگان در سوریه پذیرفتنی نیست حضوری اظهار داشت: سفیر ترکیه در این دیدار، تأکید داشت که مداخله بیگانگان در امور داخلی سوریه پذیرفتنی نیست و پیام ترکیه به رژیم اسد این است که سرکوب متوقف و اصلاحات در این کشور آغاز شود. این فعال دانشجویی تصریح کرد: دانشجویان در این دیدار درباره ایجاد اردوگاه‌هایی در مرز میان سوریه و ترکیه سؤالاتی از سفیر ترکیه داشتند و تأکید کردند که ایجاد این اردوگاه‌ها موجب تحریک آشوب‌گران در سوریه می‌شود. سفیر ترکیه در تهران در واکنش به این سؤال، ضمن رد ایجاد این اردوگاه‌ها در مرز میان سوریه و ترکیه پیش از آغاز تحولات سوریه، گفت که ایجاد این اردوگاه‌ها در روزهای آغازین ناآرامی‌ها در سوریه بوده است و ترکیه از بعد انسانی اقدام به ایجاد این اردوگاه‌ها کرده است. سفیر ترکیه در کشورمان همچنین برخی تجاوزها در این اردوگاه‌ها را کذب محض خواند. * ترکیه خواسته‌های منطقی مردم بحرین را قبول دارد مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: دانشجویان در این دیدار از سفیر ترکیه درباره تحولات کشور بحرین و واکنش دولت‌مردان ترکیه به این تحولات اشاره کردند که سفیر ترکیه تأکید داشت، مردم بحرین خواسته‌های منطقی و عقلانی دارند که ترکیه آن را قبول دارد و فعالیت‌هایی در این کشور داشته است. * آزادی زندانیان سیاسی در بحرین ثمره تلاش‌های ترکیه بوده است وی افزود: سفیر ترکیه در تهران تأکید داشت که آزادی زندانیان سیاسی در بحرین ثمره تلاش‌های کشور ترکیه بوده است و ناآرامی‌ها در بحرین باید توسط حکومت آل خلیفه حل و فصل شود و بیگانگان نباید در امور داخلی این کشور دخالت کنند. این فعال دانشجویی تأکید کرد: سفیر ترکیه در این دیدار با اشاره به اینکه آرزوی ترکیه و ایران این است که در جغرافیایی آرام زندگی کنند، گفت که ما در قبال تحولات تاریخی مسئولیت داریم. * تأکید سفیر ترکیه بر این نکته که آمریکا و اسرائیل مظهر طاغئت در جهان هستند حضوری به محور سوم تبادل‌نظر دانشجویان با سفیر ترکیه اشاره کرد و گفت: محور سوم سخنان دانشجویان در دیدار با سفیر سوریه بحث اسلام‌گرایی در ترکیه و مدل حکومتی این کشور بود که در این باره دانشجویان اعلام کردند که بحث طاغوت در قرآن‌کریم آمده است و آیا آمریکا و اسرائیل مظهر این طاغوت هستند یا خیر؟ که سفیر ترکیه تأکید کرد که آمریکا و اسرائیل مظهر بارز طاغوت در جهان هستند. وی افزود: دانشجویان از سفیر ترکیه سؤال کردند که آیا اسلام برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه دارد یا خیر؟ که سفیر ترکیه ضمن تأیید این بحث، آن را یک امر بدیهی دانست. این فعال دانشجویی اظهار داشت: دانشجویان در این دیدار یک سؤال کلیدی از سفیر ترکیه پرسیدند و آن این بود که آیا درست است که اسلام را دین جامعی بدانیم اما مدل حکومتی خود را لائیک اعلام کنیم و آن را به سایر کشورها به عنوان مدل حکومتی معرفی کنیم؟
حضوری خاطرنشان کرد: دانشجویان در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از سخن چندی پیش اردوغان در مصر پرداختند که وی مدل پیشنهادی حکومتی برای مصر را لائیک معرفی کرده بود. سفیر ترکیه ضمن طفره رفتن از پاسخ به این سؤال این بحث را یک امر تئوریک دانست و اعلام داشت که برداشت ترکیه این است که همه آزاد در انتخاب دین هستند. وی در پایان خاطرنشان کرد: سفیر ترکیه ضمن تأکید بر این نکته که اسلام آزادی را محدود نکرده است، گفت که هدف اردوغان از سخنانش در مصر، آزادی دینی و سیاسی بوده است و برداشت ما از حکومت لائیک احترام به دین است. براساس این گزارش، هفته گذشته نیز جمعی از تشکل‌های دانشجویی با حضور در سفارت سوریه در تهران با سفیر این کشور دیدار و گفت‌وگو کرده بودند و به بیان نقطه نظرات خود پرداخته بودند.
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

مصریان!....تسخیرتون مبارک پنجشنبه 24 شهریور1390 9 بعد از ظهر


13 آبان های پیاپی در انتظار آمریکا و اسراییل

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

اینجا سومالی...غذایی یافت نمی شود!!! سه شنبه 18 مرداد1390 6 قبل از ظهر
خبرگزاري فارس: اوضاع مردم سومالي در آستانه ماه مبارك رمضان همچنان وخيم است و گزارش ها حاكي از آن است كه ابعاد قحطي درحال گسترش است.
                             
                                   
به گزارش مانيتورينگ فارس به نقل از شبكه الجزيره، همزمان با آغاز ماه مبارك رمضان كمك‌هاي انساني به مناطق قحطي زده سومالي افزايش يافته ولي اوضاع همچنان اسف بار است.
اين شبكه در گزارشي با اشاره به اينكه در اغلب كشورهاي اسلامي ماه رمضان فرصتي براي جشن است تاكيد كرد كه اوضاع در سومالي متفاوت با ديگر نقاط است و هيچ شادي در سومالي نيست، جايي كه بدترين قحطي در طي ده‌ها آغاز شده است. الجزيره در ادامه تاكيد كرد كه صف هاي طولاني گرسنگان كه براي دريافت كمك‌هاي غذايي تشكيل شده‌اند هر روز طولاني تر مي‌شوند.
اين شبكه در گزارشي از يكي از بزرگترين اردوگاه‌ها كه در آنجا بيش از ده‌هزار آواره سومالي زندگي مي‌كردند، ابراز داشت كه گرسنگان براي دريافت جيره غذايي ساعت ها در صف مي‌مانند. مردم درحالي كه پس از مدت ها از دريافت غذا خوشحال بودند، تاكيد كردند كه بسياري از اقوام و نزديكانشان همچنان گرسنه هستند.
در ادامه اين گزارش عمر محمود خبرنگار الجزيره در ارتباطي زنده از موگاديشو پايتخت سومالي اظهار داشت كه همزمان با آغاز ماه مبارك كمك‌هاي بشردوستانه به سومالي براي مسلمانان روزه دار توسط كشورهاي اسلامي افزايش يافته است.
محمود تصريح كرد كه كمك‌هاي انسان دوستانه از طريق هواپيماهاي غول پيكر براي مردم فرستاده مي‌شود و سازمان‌هاي اسلامي نقش پررنگي در اين كمك رساني داشته‌اند. وي در ادامه افزود: اين كمك‌ها براي حجم گرسنگان در سومالي كافي نيست ولي گروه‌هاي وابسته به كشورهاي اسلامي و عربي به اين مناطق رسيده است.
خبرنگار الجزيره در پايان تاكيد كرد كه بحران درحال سرايت به نقاط مختلف سومالي است.

روزانه 100 نفر در سومالي به‌دليل گرسنگي مي‌ميرند!!
خبرگزاري فارس: كاردار سفارت سومالي با اشاره به خشكسالي 6ساله در كشور سومالي گفت: روزانه 100 نفر در سومالي به‌دليل گرسنگي جان خود را از دست مي‌دهند.
خليف كديه موسي در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: جمعيت سومالي در حدود بيش از 8 ميليون نفر است كه متأسفانه نيمي از جمعيت سومالي گرسنه بوده و با مشكلات عديده‌اي مواجه هستند.
وي با بيان اينكه متأسفانه روزانه يكصد نفر در سومالي به دليل گرسنگي جان خود را از دست مي‌دهند، گفت: خشكسالي 6 ساله گذشته در سومالي باعث شده است كه تقريباً در حدود 5 ميليون نفر از مردم سومالي دچار فقر و گرسنگي شوند.
كديه موسي خاطرنشان كرد: از ايران به دليل اينكه از پرقدرت‌ترين كشورهاي اسلامي در دنيا به حساب مي‌آيد تقاضا داريم در كمك به مردم سومالي هرچه بيشتر ما را حمايت كند و مردم اين كشور را از گرسنگي و مشكلات قحطي نجات دهد.

همین رمضان سال قبل بود که چشمان مقتدایمان از رنج برادران و خواهران سیل زده ی پاکستانی مان، تر شد. اینبار نیز هم او بود که با پیشگام شدن در کمک رسانی به مردم قحطی زده ی سومالی، نشان داد که حقیقتا به مولایمان امیرالمومنین اقتدا کرده و درد مسلمین را حتی اگر مسلمانان شاخ آفریقا هم باشند، درک می کند.
و واقعا چه رنج بزرگی است بی درد زندگی کردن!
                                                   
شماره حساب 99999 جمعیت هلال‌احمر نزد بانک ملی شعبه مرکزی
شماره حساب 0199999999003 سیبا ی بانک ملی

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

سنک کاغذ قیچی...سنگ کاغذ صهیونیست سه شنبه 18 مرداد1390 2 قبل از ظهر
سنگ کاغذ قیچی
سنگ کاغذ قیچی
شاید بارها بازی کرده اید این کلمات را
در سایه ی سقف های موشک نخورده و دیوارهای بولذزر ندیده
ام باید بدانید
ما در کوچه های اسیر خود
در دشت های سوخته
زیر سقف های ریخته
بازی هایی داریم
که تا به حال ندیده اید
حتی در خواب هایی که نپریده اید
از آنها
روی بالشهایی که جغد را هم می خوابانند!

ما هر روز با آدم بزرگ ها
سنگ تانک صهیونیست بازی می کنیم
در هیجان سرخ

حتما آوازه ی یک قل و دو قل ما را شنیده اید
وقتی بر برج های کاغذی دعای باران می کنند
برای خانه هامان
باران توپ
باران موشک

اینجا مادران پر عاطفه
هر روز
در انتظاری مخوف
تانکهای بی عاطفه را می پایند مبادا

اینجا کارشناسان حرفی برای گفتن ندارند

شما کجایید
 شب هایی که زخم هایمان را به چشم مادرانمان
سوغات می دهیم و
 قبل از خواب مسواک...نه!
آرزوی شهادت می کنیم

دیروز زن همسایه
شهادت تازه دامادش را جشن گرفت
تا همه ببینند
مردی زنانی که مهرشان زخم است و نفقه شان زخم

ببینید!
اینجا بازی سن نمی شناسد
سنگ تانک صهیونیست..
سنگ تانک صهیونیست..

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

کمال کورسل، شهید فرانسوی دوشنبه 20 تیر1390 11 بعد از ظهر

کمال کورسل، شهید فرانسوی

شهید کمال کورسل
وقتی از «ژوان» پرسید: «کی تو رو شیعه کرد؟» او جواب داد: «دعای کمیل علی(ع)»

یک نفر بود مثل آدم‌های دیگر، موهایی داشت بور با ریشی نرم و کم پشت و سنی حدود هفده سال. پدرش مسلمان بود و از تاجرهای مراکش و مادرش، فرانسوی و اهل دین مسیح.

«ژوان» دنبال هدایت بود. در سفری با پدرش به مراکش رفت و مسلمان شد.

محال بود زیر بار حرفی برود که برای خودش،‌ مستدل نباشد و محال بود حقی را بیابد و با اخلاص از آن دفاع نکند.

در نماز جمعه اهل سنت پاریس، سخنرانی‌های حضرت امام را که به فرانسه ترجمه شده بود، پخش می‌کردند. یکی از آن‌ها را گرفت و گوشه خلوتی پیدا کرد برای خواندن، خیلی خوشش آمد و خواست که باز هم برای او از این سخنرانی‌ها بیاورند.

بعد از مدتی، رفت و‌آمد «ژوان کورسل» با دانشجوهای ایرانی کانون پاریس، بیشتر شد.

غروب شب جمعه‌ای، یکی ازدوستانش «مسعود» لباس پوشید برود کانون برای مراسم، «ژوان» پرسید:«کجا می‌ری؟» گفت: «دعای کمیل» ژوان گفت:«دعای کمیل چیه؟! ما رو هم اجازه می‌دی بیاییم!» گفت: «بفرمایید».

چون پدرش مراکشی بود، عربی را خوب می‌دانست. با «مسعود» رفت و آخر مجلس نشست. آن شب «ژوان» توسل خوبی پیدا کرد. این را همه بچه‌ها می‌گفتند.

هفتة آینده از ظهر آمد. با لباس مرتب و عطر زده گفت: «بریم دعای کمیل»

گفتند:«حالا که دعای کمیل نمی‌روند»؛ تا شب خیلی بی‌تاب بود.

یک روز بچه‌های کانون، دیدند «ژوان» نماز می‌خواند، اما دست‌هایش را روی هم نگذاشته و هفته بعد دیدند که بر مُهر سجده می‌کند.

«مسعود» شیعه شدن او را جشن گرفت.

وقتی از «ژوان» پرسید: «کی تو رو شیعه کرد؟» او جواب داد: «دعای کمیل علی(ع)»

گفت: «می‌خواهم اسمم رو بذارم علی»

مسلمان‌های پاریس، عمدتاً اهل سنت بودند و اذیتش می‌کردند. «مسعود» گفت: «نه، بذار یه راز باشه بین خودت و خدا با امیرالمؤمنین(ع).»

گفت: «پس چی»

ـ «هرچی دوست داری»

گفت: «کمال»یک روز گفت: «مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم»
مزار شهید کمال کورسل

چه اسم زیبایی، برای خودش انتخاب کرد. مسیحی بود. شد مسلمان اهل سنت و بعد هم شیعه، در حالی که هنوز هفده بهار از عمرش نگذشته بود.

مادرش، خیلی ناراحت بود. می‌گفت:«شما بچه منو منحرف می‌کنید»

بچه‌ها گفتند: «چند وقتی مادرت را بیار کانون» بالاخره هم مادرش را آورد. وقتی دید بچه‌ها، اهل انحراف و فساد نیستند، خیالش راحت شد.

کتابخانه کانون، بسیار غنی بود. «کمال» هم معمولاً کتاب می‌خواند. به خصوص کتاب‌های شهید مطهری.

خیلی سؤال می‌کرد. بسیار تیزهوش بود و زود جواب را می گرفت. یک روز گفت: «مسعود! می‌خوام برم ایران طلبه بشم»

ـ «برو پی کارت. تو اصلاً نمی‌توانی توی غربت زندگی کنی. برو درست را بخوان.»

آن زمان دبیرستانی بود.

اجازه نمی‌داد یک دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: «معنا ندارد کسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود.»

رفت و بعد از مدتی آمد و گفت:«کارم برای ایران درست شد. رفتم با بچه‌ها، صحبت کردم. بنا شده برم عراق. از راه کردستان هم قاچاقی برم قم.» با برادرهای مبارز عراقی رفاقت داشت. مسعود گفت: «تو که فارسی بلد نیستی، با این قیافه بوری هم که داری، معلومه ایرانی نیستی!

خیلی اصرار داشت. بالاخره با سفارت صحبت کردند و آن‌ها هم با قم و در مدرسه حجتیه پذیرش شد. سال شصت و دو ـ شصت و سه بود.

ظرف پنج ـ شش ماه به راحتی فارسی صحبت می‌کرد.

اجازه نمی‌داد یک دقیقه از وقتش ضایع شود. همیشه به دوستانش می‌گفت: «معنا ندارد کسی روی نظم نخوابد؛ روی نظم بیدار نشود.»

خیلی راحت می‌گفت:«من کار دارم. شما نشستید با من حرف بزنید که چی بشه! برید سر درستون. من هم باید مطالعه کنم.»

یک کتاب «چهل حدیث» و «مسألة حجاب» را به زبان فرانسه ترجمه کرد.

همیشه دوست داشت یک نامی از امیرالمؤمنین(ع) روی او بماند. می‌گفت:«به من بگید ابوحیدر، این آن رمز بین علی(ع) و من هست.»

یک روز از «مدرسه حجتیه» زنگ زدند که آقا پایش را کرده توی یک کفش که من زن می‌خواهم. هرچه می‌گوییم حالا اجازه بده چندسالی از درست بگذره، قبول نمی‌کند.

خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.
نوای جبهه

مسعود گفت:«حالا چه زنی می‌خواهی؟»

گفت:«نمی‌دونم، طلبه باشد، سیده باشد، پدرش روحانی باشد، خوشگل باشد.»

مسعود هم گفت:«این زنی که تو می‌خوای، خدا توی بهشت نصیبت می‌کند.»

هرچه توجیهش کردند، فایده نداشت.

«مسعود» یاد جمله‌ای از کتاب حضرت امام افتاد که توصیه کرده بودند «طلبه‌ها، چند سال اول تحصیل را اگر می‌توانند، وارد فضای خانوادگی نشوند.»

رفت کتاب را آورد. گفت: «اصلاً به من مربوط نیست، ببین امام چی نوشته.»

جمله را که خواند، کتاب را بست. سرش را انداخت پایین. فکر کرد و فکر کرد. بعد از چند دقیقه سکوت گفت: «باشه»

خیلی به حضرت امام ارادت داشت. معتقد بود فرامین ولی فقیه، در واقع، دستورات اهل بیت(ع) است.

هر وقت‌ ما گفتیم:«امام» می‌گفت: «نه! حضرت امام»

یک روز رفت پیش مسعود و گفت: «می‌خواهم برم جبهه» ایام عملیات مرصاد2 بود.

مسعود گفت:«حق نداری» گفت: «باید برم» مسعود:«جبهه مال ایرانی‌هاست؛ تو برو درست رو بخوان» گفت: «نه! حضرت امام گفتند واجب است.»

فردای آن روز، رفته بود لشگر بدر و به عنوان بسیجی، اسم نوشته بود و رفت عملیات مرصاد. هنوز یک هفته نشده بود که خبر شهادتش را آوردند. آن موقع، تقریباً بیست و چهار سال داشت.

از زمان بلوغش تا شهادت هشت ـ نه سال بیشتر عمر نکرد، ولی هر روز یک‌قدم جلوتر بود. مسیحی بود، سنی شد، و بعد شیعه. مقلد امام شد و مترجم و بالاخره رزمنده.

چقدر راحت این قوس صعودی را طی کرد، چقدر سریع.

کمال، آگاهانه کامل شد و در یک کلام، بنده خوبی شد.

یکی از دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه می‌گوید: اگر «کمال کورسل» شهید نمی‌شد، امروز با یک دانشمند روبه‌رو بودیم، شاید با یک روژه‌گاردی دیگر!

کمال عزیز! ریشه‌های باورت در ضمیرما، تا همیشه سبز باد!

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

   سکانس اول: یک سخنران علمی فرانسوی در جواب سوال چرایی قانون منع حجاب خانم ها توسط سارکوزی در دانشگاه فردوسی مشهد، توجیهی می‏کند. خانم محجبه ای، از جمع بلند می‏شود و می‏گوید « پس، از این پس، ایرانی‏ها در مورد ادامه‏ ی تحصیل به فرانسه تجدید نظر خواهند کرد.» موسیوی فرانسوی می‏گوید اتفاقا ما مشکلی با ایرانی‏های آن جا نداریم و ایرانی‏ها مشکلی با نبود حجاب ندارند. ما فقط با اعراب و تونسی‏ها و ترک‏ها مشکل داریم.

   سکانس دوم: مقامات عربستانی اعتراض خود را در مورد نحوه‏ ی پوشش زنان ایرانی در سفرهای حجاج ایرانی به شهرهای مقدس، بارها به دولت جمهوری اسلامی اعلام کردند.

   سکانس سوم: حجم زیاد تبلیغات تورهای مسافرتی به تایلند و مالزی و آنتالیا در روزنامه های دولتی و غیر دولتی بد جور به ذوق می زند. این کشور حاوی جزایری هستند موسوم به : nude beach

      سکانس چهارم: می‏گویند اگر قصد سفر نوروزی یا تابستانی به دبی دارید، لزومی به اموختن زبان عربی ندارید. آن جا همه ایرانیند و با فارسی به راحتی کارت راه می‏افتد. البته عده ای ترجیح می دهند که به جای دبی به کیش بروند. اما عده ی معلوم الحالی به امارات می روند.

   سکانس پنجم: خبرگزاري فارس: رئيس شوراي بازرگانان ايران-مصر خبر داد كه قراردادي بين دو كشور درباره اعزام گردشگر به انعقاد رسيده است كه براساس آن سالانه 120 هزار ايراني مي‌توانند به مصر سفر كنند.

   سکانس ششم: حضرت آقا می‏فرمایند که انقلابات اخیر منطقه ناشی از تاثیر انقلاب اسلامی ایران است و باید این انقلاب ها هدایت! شوند.

   سکانس هفتم: احتمال می‏رود با توجه به نزدیکی نتایج انقلابات منطقه به گفتمان انقلاب اسلامی، این جنس از قراردادهای از نوع بالا با دیگر کشورهای تشنه‏ ی مفاهیم انقلاب اسلامی، بیش‏تر شود.

   فقط یادمان باشد که توریست های ایرانی، یا ایرانی نیستند و یا اگر با گذرنامه اثبات کردند ایرانی هستند، یا تکذیب کنیم و یا حتما بگوییم که کار دشمن است و می خواهند ثمره انقلاب اسلامی را بد جلوه بدهند.


چاپ شده در نشریه باغ خرمالو-نشریه دانشجویی داخلی دانشگاه

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

معترضین سوری در دمشق پنجشنبه 9 تیر1390 6 بعد از ظهر

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

قرارگاه بیداری اسلامی انجمن علمی حقوق بیداری اسلامی بررسی حقوق بین الملل کیفری رضوی فرد حبیب زاده دانشگاه امام صادق

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

مصر ایران ممنپا فلسطین

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

خیلی دلم میخواد برم مصر جمعه 2 اردیبهشت1390 2 قبل از ظهر

خیلی علاقمندم برم مصر....


http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=9002010188


رینبیه در مصر، شیعیان مصر، مصر حرم حضرت زینب

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

 بسمه تعالی

نیم قرن جدایی

روایت تاریخی و فرهنگی مصر و ایران و ظرفیت صدور انقلابی مصر

   "قبل از آن که ایران شیعه باشد، مصر شیعه بوده است." این جمله ای بود که متولی مسجد راس‏الحسین، در مسجد راس الحسین خطاب به دکتر ولایتی و گروه ایرانی همراه در هنگام سفر ایشان به مصر گفته شد.1

   شاید برایت عجیب باشد، اگر شخصا مصر را پس از عراق و ایران، سومین کشور اهل بیت بنامم. شاید از نظر بقاع متبرکه، عربستان، جایی بالاتر داشته باشد؛ اما از حیث عشق مردم به اهل بیت با پوزش از شیعیان مقاوم عربستان، مصر را کشور سوم می‏دانم. مردمی که شاید تعجب کنی که کاملا متضاد با عربستانی‏ها هستند. مشهور است که علی‏رغم آن که مصر در سطح فقهی غیرشیعی است؛ ولی وجدان مردم مصر شیعی است.2

   اتفاقات اخیر عاملی شد که کمی از مصر بدانم. و چه تاسف می‏خورم وقتی می‏بینم دانشجوی انقلابی ما، از مصر نمی‏داند. اگر بدانی مصر که هست و چه هست، بار و بندیلت رو جمع می‏کنی و چه بسا در فرودگاه تحصن کنی که به مصر ببرندت...! غلو نمی‏کنم...صدور انقلاب باید همان جا باشد و آن جا ظرفیت دارد تا انقلابت را صادر کنی...باور کن...جهت اطلاعات بیش‏تر، توجه شما را به ادامه‏ی مقاله جلب می‏کنم:

   بی شک تاریخ یک کشور از هویت و فرهنگ او جدا نیست. مگر می‏شود حادثه‏ی انقلاب اسلامی ایران را ریشه در روح ضد استکباری دوران مشروطه‏مان ندانیم؟ مگر می‏شود دلاوری کاروان راهیان کربلای3 سال‏های 59 تا 67 را ریشه در دلاوری‏های میرزا کوچک خان جنگلی و رییس‏علی دلواری نبینیم؟ و باید دانست که ملتی که سابقه‏ی جنگ با بریتانیا و رژیم صهیونیستی را با تمام دلاوری‏هایش دارد، دوران سرگردانی و ذلت سادات و مبارک را هم باید به این سرانجام برسد. در مقدمه‏ی کتاب تاریخ تحولات سیاسی ایران آمده که: « تاریخ جوامع و ملل در نهایت به ما می‎‏آموزد که جلوه‏های روح عمومی در هر ملتی چگونه است.4» و باید دانست اگر ملتی هویت خود را فراموش کرده، بازروایی تاریخ آن کشور، جوهره‏ی اصلی آن سرزمین را بیدار خواهد کرد. چنان چه مصر، با دیکتاتوری 20 ساله‏ی سادات و مبارک، شاید از روح اصیل خود فاصله گرفته است که نگرفته است و ما امروز شاهدش هستیم.

   نگاهی گذرا به تاریخ قراموش شده‏ی این کشور و پیوندش با اسلام و شیعه و ایران، شروعی است بر شناسایی هویت مصر.

   مصر سرزمین و قدمگاه بسیاری از انبیایی چون ابراهیم و موسی و یوسفعلیهم السلام بوده است. این سرزمین نیز در زمان خلیفه‏ی دوم فتح شد. اما در سپاه قتح اسلام، مقداد ابن اسود کندی، ابوذر غفاری و ابو ایوب انصاری حضور داشتند5 ......

ایران مصر اسلام صدور انقلاب

ادامه‏ی مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

جرالدین دخترم ، اکنون تو کجا هستی ؟ در پاریس روی صحنه تئاتر ؟ این را می دانم . فقط باید به تو بگویم که در نقش ستاره باش و بدرخش . اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت داد ، بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد . به آسمان برو اما گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه و در حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد ، هنرنمایی می کنند . من خود یکی از آنها بوده ام . جرالدین دخترم ، تو مرا درست نمی شناسی . در آن شبهای بس دور ، با تو قصه ها گفتم . آن داستان هم شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گیرد ، داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند ، چشیده ام. با این همه زنده ام و از زندگان هستم . جرالدین دخترم ، دنیایی که تو در آن زندگی میکنی ، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است . نیمه شب آن هنگام که از تالار پرشکوه تئاتر شانزلیزه بیرون می آیی ، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن . حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند ، بپرس . حال زنش را بپرس . به نماینده ام در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بدون چون و چرا بپردازد اما برای خرج های دیگرت باید صورتحساب آن را بفرستی .

دخترم جرالدین ، گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و به مردم نگاه کن و با فقرا همدردی کن . هنر قبل از آنکه دو بال به انسان بدهد ، دو پای او را می شکند . وقتی به این مرحله رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی ، همان لحظه تئاتر را ترک کن . حرف بسیار برای تو دارم ولی به وقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام ، نامه را پایان می بخشم . انسان باش ، پاکدل و یکدل . زیرا گرسنه بودن ، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بی عاطفه بودن است .

پدر تو ، چارلی چاپلین


www.sohagroup.com

دیدار چارلی با مهاتما گاندی

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

                                                           بسم الله الرحمن الرحيم

                    "ولن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا". سوره‌ نساء (4)، آيه‌ 141
 
اين توطئه‌هائى كه در اين سى سال عليه نظام جمهورى اسلامى از سوى دشمنان گوناگون - البته در رأس آنها آمريكا و خبيث‌ترين آنها انگليس - انجام دادند، به خاطر اين است كه اينها مرعوبند؛ از حركت اسلامى، از بيدارى اسلامى، از به خود آمدن دنياى اسلام ميترسند.
مقام معظم رهبري(مدظله)

خباثت و حیله گری انگلستان از دیرباز زبانزد مردم ایران بوده و رذالت های او را از گذشته‏های دور و عصر قاجار تا به امروز همواره با پوست و استخوان لمس کرده‏اند. اما در قرن معاصر و پس از انقلاب اسلامی ایران در نوامبر 1979 ( آبان 58 )، دانشجویان پیرو خط امام خمینیره، بساط استكبار را كه نمود آن سفارت ايالت متحده در كشورمان بود را برچيدندو داغ نفوذ آنان را بر قلب ژئوپلیتیک جهان یعنی ایران را تا سال ها در دل گذاردند.

 اما امروز می‏بینیم نظام استكباري جهاني و صهيونيسم بين الملل در ایران در چهره‏ی سفارت بریتانیا نقش ایفا می‏کند. نقش اين سفارت و عوامل مزدورش در فتنه‏ی سال گذشته به وضوح دیده شد و عناصر خودباخته، به نقش انگلیس در شعله ‏ور کردن آتش فتنه اعتراف کردند. با این دخالت‏ها و حضور مردمی مقابل سفارت انگلستان، طرح مساله کاهش روابط با این کشور متخاصم در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مطرح شد و بعد از آن، جهت بررسی دقیق‏تر به کمیسیون امنیت ملی ارجاع داده شد.

 بررسی‏های این کمیسیون تا زمانی به طول انجامید که منابع اطلاعاتی از نقش دستگاه‏های امنیتی اروپایی و به خصوص رژیم صهیونیستی و انگلستان در ترور دانشمندان هسته‏ای و شهادت 2 نفر از آن‏ها خبر دادند. این مساله منجر به سرازیر شدن سیل دانشجویان دانشگاه‏های تهران مقابل درب جاسوسخانه‏ی صهیونیستی بریتانیا گردید و هم‏زمانی نامه‏ی توهین آمیز سفیر انگلیس و این تجمع، موجب مطرح شدن دوباره‏ی کاهش یا قطع رابطه با این کشور گردید و در نهایت با تشکیل و تلاش کمیته دانشجویی پیگیری قطع رابطه با انگلستان و اقدام انقلابی نمایندگان کمیسیون امنیت ملی مجلس، قطع رابطه به جای کاهش رابطه به تصویب رسید و یک‏فوریت آن به هیات رییسه‏ی مجلس تقدیم گردید.

 این اقدام تاریخی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی شایسته تقدیر فراوان است. اما ذکر نکات زیر ضروری به نظر می‏رسد:
 
1- قطع رابطه با انگلستان بهانه و وسیله ای است که نفوذ استکبار جهانی و صهیونیسم بین‏الملل از کشور ما منفصل گردد. و الا درب گفنگوی همه ملت‏ها با ملت ایران جز با رژیم صهیونیستی، بر همگان باز است و این جدایی تا زمانی است که رفتار سلطه طلبانه ي انگلستان نسبت به ملت آزاده ایران تغییر یابد.

2- تصویب این طرح در کمیسیون مذکور و انشا ا... نهایی شدن این طرح در صحن علنی مجلس، اقدامی است که بی‏شک به تاریخ می‏پیوندد و آیندگان در مورد انجام این تكليف الهي به نيكي سخن خواهند راند. لذا بررسی کارشناسانه و دقت نظر کافی و البته روحیه انقلابی و آرمان‏خواهانه در آماده سازی این طرح و اجرای آن ضروری به نظر می‏رسد.

3- به نظر می‏رسد قطع رابطه در حوزه های اقتصادی و سیاسی با انگلستان به دو شکل کوتاه‏مدت و بلندمدت تعریف شود و برای اقدام یک‏باره طرح های کوتاه مدت، تسریع در عمل و برای اقدام طرح‏های بلند مدت، تهیه‏ی نقشه و برنامه‏ی  کارشناسی شده در مصوبه حاضر لحاظ شود.

4- در حوزه‏ی سیاست، اخراج سفیر بی‏ادب انگلیس حداقل کاری است که باید در کوتاه‏ترین زمان ممکن به انجام برسد. در مورد تصاحب باغ قلهک و کاهش مساحت و انتقال سفارت بریتانیا به مکانی دور از مرکز شهر تهران نیز باید برنامه ای بلند مدت و ضرب‏الاجلی برای بررسی های حقوقی آن تعریف کرد. ضمنا این مناسبات نباید خللی در مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عضو 1+5 ایجاد کند.

5- در حوزه های اقتصادی که حجم واردات به ایران بسیار بالا و نزدیک به يك ملیارد دلار تخمین زده می شود، صرفا واردات و غالبا واردات اجناس مصرفی و غیر ضروری است که بعضی از این کالاها شامل کالاهای صهیونیستی می باشد که قانون تحریم آن‏ها نیز در کمیسیون امنیت ملی مجلس مطرح است. لذا در مورد معاملات غیر‏ضروری، فسخ یک باره و در مورد معاملات ضروری، تعریف برنامه بلند مدت جهت بی نیازی از آن‏ها و تعیین جایگزین آن‏ها منطقی و معقول به نظر می‏رسد.

6- اقدام تمامي نمایندگان محترم مجلس در به تصويب رساندن طرح قطع رابطه با دولت خبيث انگلستان و عملي نمودن اين طرح توسط دستگاه  دیپلماسی کشور از جمله شوراي عالي امنيت ملي و وزارت امور خارجه كشور و نيز حمایت های بی‏دریغ رییس جمهور محترم کشور- جناب آقای دکتر احمدی نژاد - در به نتیجه رساندن  آن  ضروری به نظر می‏رسد.

7- نقش اصحاب قلم و رسانه، روزنامه‏ها، خبرگزاری‏ها و رسانه‏ی ملی در ایجاد کردن این مهم به مطالبه‏ای عمومی بسیار حیاتی به نظر می‏رسد.

به امید ادامه دادن راه امامی که فرمود تا ظلم و جور در این دنیا هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم.
 
کمیته دانشجویی پیگیری قطع رابطه با انگلستان
 

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

متاسفانه قوه بی قوه و صرفا شعارده قضاییه ما در ادامه بی عدالتی های قوای قبلی قضاییه این بار سگ رها کرده اش را بعد از طرح شکایت آقازاده فراری علیه کیهان و ایران و وطن امروز، این بار نویسنده شهید زاده و حزب اللهی ما را دستگیر کرده اند و جرم او تنها انتقاد از رییس قوه و برادر سیاسیش هست. هر چند که جوادشان را تشویق کرده بود.

متنی که به خاطر آن فیلتر شد و حکم جلبش آمد را در ادامه مطلب آورده ام.


متن نامه حسین قدیانی پس از دستگیری

مرد خداجوی موسوی که سنگ پرتاب کرد، سر امام جماعت شکست. سر امام جماعت که شکست، قلب دخترکی که همین چند دقیقه پیش در تعزیه داشت، نقش رقیه را بازی می کرد، شکست. آشوبگر عاشورا که سوت کشید، قلب جانباز شیمیایی تیر کشید. آمده بود میدان جمهوری اسلامی تا نماز ظهر عاشورا بخواند. نشسته. از همان روی ویلچر. مقابل پایگاه مقداد که از همانجا عازم جبهه شده بود و امروز در سالگرد آشوب عاشورا، متهمین فرعی و اصلی پرونده فتنه 88 دارند راست راست راه می روند و این چنین است که آلوده تر از هوای تهران، حال و هوای عدالت است.

مونوکسید کربن، یعنی عدم محاکمه فائزه هاشمی. دود یعنی مهدی هاشمی. دی اکسید ازت یعنی آقازاده ها و ذرات معلق یعنی، همان که امروز ریه عدالت را این چنین آلوده کرده است... می خواستم در سالگرد آشوب عاشورا دل نوشتی بنویسم از همان یک صفحه ای های وطن امروز. آقایان قوه قضاییه اجازه ندادند. وقتی وبلاگم قطعه 26 را که آنجا "بابایم خامنه ای بود" برمی دارند و فیلتر می کنند، یعنی که ننویس! یعنی که از نظر دستگاه قضایی، تو مجرمی. من که نفهمیدم به خاطر نوشته هایم راست به حج فرستاندم یا کج به دادگاه؟ مرا باش که چقدر زور زدم تا ثابت کنم حاکمیت در این نظام دوگانه نیست، اما از قرار اشتباه می کردم. گویا اداره های جمهوری اسلامی، تاب همه چیز و همه کس را دارند الا اراده های پولادین انقلاب اسلامی. یک بار نوشتم؛ ظاهرا از نظر بعضی ها سران فتنه اسی سگ دست و علی قالپاق و ممد تپل بودند. گویا دستگاه قضایی تاب نامه های سرگشاده خواص بی بصیرت و بیانیه های هتاکانه سران فتنه را دارد اما تاب از گل نازک تر گفتن به برادران لاریجانی را ندارد. با ماه در روزگار پس از فتنه عکس انداختن زیباست اما از آن زیباتر لااقل این است که وقت فتنه پرسه در مه نزنی. و من هنوز هم این را می گویم.

حال قوه محترم قضاییه به کدام دلیل وبلاگ قطعه 26 را می بندند و به خاطر توهین وبلاگ فلان به امام عزیز و سایت بهمان به رهبر حکیم، کاری با این رسانه ها ندارد، لابد این را می رساند که از نظر دستگاه قضایی، خواص بی بصیرت منزلت و شانی بالاتر از همه حتی ولایت فقیه و مصادیق مبارک آن دارند. آیا جز این است؟ و اگر جز این نیست، این درد را به کجا باید برد؟ خداییش این همه در رسانه های خودی و غیر خودی علیه رئیس جمهور محبوب حرف زده می شود و توهین هایی روا می دارند که آدمی از بازگویی آن شرمش می شود اما ظاهرا نامه ای ولو صمیمی به بعضی ها در وبلاگی کوچک هم نمی توان نوشت.

این برخورد ناعادلانه با وبلاگ قطعه 26 تنها یکی از نمونه برخوردهای قوه قضایی با جوانانی است که رهبر انقلاب، "افسران جنگ نرم" خطاب شان کرد. چه بسیار که وبلاگ افسر جنگ نرمی را فیلتر کرده اند و مدیر وبلاگ، دستش به هیچ کجا هم بند نبوده. لابد در 8 سال دفاع مقدس هم به همین شکل، بعضی ها از رزمندگان دفاع مقدس در نبرد با بعثی ها حمایت می کردند؟! و لابد متاثر از همین حمایت های خاص از خط مقدمی ها بود که امام جام زهر نوشید! عجبا! سایت بالاترین نتواست قطعه 26 را هک کند اما قوه قضاییه توانست قطعه 26 را فیلتر کند! راستی، ما به چه کسی داریم می جنگیم؟ بعثی ها یا بعضی ها که از پشت خنجر می زنند؟ و راستی تر که چگونه است، جذب حداکثری شامل حال متهمی چون فائزه هاشمی و عفت مرعشی می شود اما شامل حال وبلاگ افسران جنگ نرم نمی شود؟! آیا حداکثر وظیفه دستگاه قضایی در قبال کسانی که در خط مقدم گوگل، از "خامنه ای. دات. آی. آر" و با کمترین امکانات پاسداری کردند، بستن وبلاگ شان بی هیچ محکمه و دادگاهی است؟ آیا مهدی هاشمی هم و دیگر مجرمین هم در این دستگاه به همین شکل محاکمه می شوند؟ وا اسفا که بعد از فتنه، تیع دستگاه قضایی بیشتر گلوی بسیجیان را لمس کرده تا حرامیان را. وا اسفا! که یک روز "کیهان" را می خواهند، دگر روز "وطن امروز" را، روز بعد "ایران" را و روز دیگر، "جوان" را و حالا هم سایت "مشرق" را می بندند و به راحتی آب خوردن فیلتر می کنند.

و متاسفانه وقتی وبلاگ قطعه 26 را فیلتر می کنند، آنقدر شهامت ندارند که در صفحه بالا آمده، یک کلام بردارند بنویسند که؛ "این وبلاگ با حکم قضایی فیلتر شده است". چطور ساعت یک و نیم نیمه شب نزدیک به شب عاشورا زنگش را می زنید، حکمش را هم لطفا بگذارید تا عموم بفمهند و ببینند که حق با "آوینی" بود؛ "در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها". و اما وقتی در قوه قضاییه ای که مهدی و فائزه هاشمی محاکمه نمی شوند، افتخار می کنم برای من به عنوان کوچک ترین بسیجی این نبرد 8 ماهه حکم جلب صادر می شود. خوشا به حالم؛ قوه قضاییه ای که کاری با زبان هتاک موسوی ندارد و به این کاری ندارد که او، امام را خطاکار و نظام را حکومت فرعونی خوانده، به راحتی آب خوردن زبان مرا در فضای سایبر می برد! القصه می نویسم چه شد تا همگان بدانند که ما حکومتی ها را چگونه برخورد می کند دستگاه قضایی. دیر وقت بود که شماره خصوصی افتاد روی موبایلم. از 2 ی نیمه شب، نیم ساعت کم. که می توانست باشد و چه کاری می توانست داشته باشد؟ جواب دادم. گفت: حسین قدیانی؟ گفتم: بفرمایید. گفت: بی زحمت نامه ای که در وبلاگ تان خطاب به آقای آملی لاریجانی نوشته اید، بردارید. گفتم: شما؟ گفت: از دادستانی زنگ می زنم. گفتم: از کجا معلوم؟ گفت: حکم دارم. می خواهی برایت حکم را ایمیل کنم. گفتم: فعلا با این اوصاف، نامه را برنمی دارم تا فردا که با دوستانی امین مشورت کنم. گفت: من محترمانه به شما می گویم که به نفع تان است این نامه را بردارید و نمی خواهم چیزی بر دست شما (بخوانید دستبند) ببینم! گفتم: تا فردا حالا صبر کنید. گفت: اما شما فردا باید بیایی فلان جا. گفتم: حالا تا فردا.

این مکالمه تمام شد و نیم ساعت بعد وبلاگ قطعه 26 را فیلتر کردند و من چه خوش خیال، که فکر می کردم تا فردا مهلت دارم! نگو این مهدی هاشمی است که تا فردا و فرداها مهلت دارد، نه چون من یتیمی که بابایم خامنه ای است و مستاجر نیستم و خانه ام بیت رهبری است. و اما صبح آن روز، 3 شماره خصوصی دیگر زنگ موبایلم را به صدا درآورد. بی هیچ احضاریه ای دادستان مرا خواسته بود. نرفتم و گفتم: احضاریه بدهید تا بیایم. من هم حقوق شهروندی دارم مثل آشوبگران عاشورا و مثل سران فتنه. و بعد نه به آن سوی خط که به دوستانم و با زبان طنز گفتم: این احضاریه باید خالی از اشکال حقوقی باشد و فی المثل نام پدرم را درست باید قید کنند که دست بر قضا پدر من هم مثل بعضی ها "علی اکبر" نیست و البته "اکبر" خالی هم نیست؛ "شهید اکبر قدیانی" است. قوه قضاییه باید این کلمه "شهید" را حتما در برگه حکم جلب و احضاریه درج کند و اما من زندان جمهوری اسلامی را هم جای مقدسی می دانم. تا حاکم "علی" است این فقط راهپیمایی های ما نیست که حکومتی است. زندان رفتن ما هم حکومتی است. این جان من و این حکم دستگاه قضایی، که با من هر چه کند، فقط یک چیز می گویم؛ بابای ماست خامنه ای.



متنی که به خاطر آن فیلتر شد و حکم جلبش آمد را در ادامه مطلب آورده ام.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

امروز در برابر سفارت این روباه مکار، انگلستان خبیث، دانشجویان دانشگاه های تهران اعلام انزجار خود رو از ترور شهدای هسته ای و دخالت انها در امور داخلی کشورها اعلام کردند و خواستار بسته شدن این جاسوسخانه شدند.


خبرگزاری فارس به طور مفصل تجمع را تشریح کرده که به همراه عکس ها در ادامه مطلب بخوانید.




ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

بوی محرمش میاد... دوشنبه 15 آذر1389 5 بعد از ظهر





خواب دیدم خواب اینكه مرده ام

خواب دیدم خسته و پژمرده ام

***

روی من خروارها از خاك بود

وای قبرمن چه وحشتناك بود

***

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر كن سنگ لحد را گل گرفت

***

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت ، سوت و كور و تنگ بود

***

خسته بودم ،هیچكس یارم نشد

زان میان یك تن خریدارم نشد

***

هر كه آمد پیش حرفی راند ورفت

سوره حمدی برایم خواند ورفت

***

نه رفیقی نه شفیقی،نه كسی

ترس بود و وحشت ودلواپسی

***

ناگهان از ره رسیدند دو ملك

تیره شد در پیش چشمانم فلك

***

یك ملك گفتا بگو نام تو چیست؟

آن یكی فریاد زد رب تو كیست؟

***

در میان عمر خود كن جست وجوی

كار های نیك وزشت خود بگوی

***

ما كه ماموران حی داوریم

نك تورا سوی جهنم می بریم

***

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست وپایم بسته در زنجیر بود

***

غرق اندوه و تالم دل فكار

می كشیدندم به خفت سوی نار

***

ناگهان الطاف حق آغاز شد

از جنان درهای رحمت باز شد

***

مردی آمد از تبار آسمان

نور پیشانیش،فوق كهكشان

***

بر سرش دستار سبزی بسته بود

نور حق در چهره اش تابیده بود

***

در قدوم آن نكار مه جبین

پیش پای حضرت عشق آفرین

***

دو ملك سر را به زیر انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

***

غرق حیرت داشتند این زمزمه

آمده اینجا حسین فاطمه؟

***

سوی من آمد مرا شرمنده كرد

مهربانانه به رویم خنده كرد

***

گفت آزادش كنید این بنده را

خانه آبادش كنید این بنده را

***

این كه اینجا این چنین تنها شده

كام او با تربت من وا شده

***

مادرش او را به عشقم زاده است

گریه كرده بعد شیر داده است

***

این می بینید در شور است وشین

ذكر لالایش بوده یا حسین

***

اسم من راز و نیازش بوده است

خاك من مهر نمازش بوده است

***

اینكه در پیش شما گردیده بد

جسم وجانش بوی روضه می دهد

***

پرچم من رابه دوشش می كشید

پا برهنه در عزایم می دوید

***

سینه چاك آل طاها بوده است

چای ریز هیئت ما بوده است

***

بارها لعن امیه كرده است

خویش رانذر رقیه كرده است

***

حرمت من را به عالم پاس داشت

ارتباطی تنگ با عبّاس داشت

***

نذر عبّاسم به تن كرده كفن

روز تاسوعا شده سقای من
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

دلی دارم که در بند امیر است!! سه شنبه 2 آذر1389 11 بعد از ظهر

امام روح الله فرمودند که حادثه غدیر به همه ما می فهماند که سیاست به همه مربوط می شود.

طرح ازممنپا

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |



هفته بعد از انجام این نشست، یعنی امشب  یه اتفاقی در کوچه منزلمان افتاد و این بود که صدای جیغ خانمی میامد.من هم بلافاصله با پلیس تماس گرفتم...شاید اگر در این نشست نبودم هیچ وقت به پلیس زنگ نمی زدم.

متن خبر این نشست در ادمه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

اهانت به محجبه های مسلمان فرانسه؛ دموکراسی غربی

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

تصویر یک سنگ قبر در بهشت زهرای تهران پنجشنبه 6 آبان1389 3 بعد از ظهر
قطعه 24 - ردیف 125 - شماره 5
این شهید نام ندارد
بر فراز مزار این شهید گمنام ، بخشی از وصیت نامه او به این شرح نگاشته شده است:
خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی و خواهران و برادران عزیزم سلام رسانده و امیدوارم خدا را هیچ موقع فراموش نکنید. ای مادر که مرا در دامان خود پرورش دادی و شب و روز برایم زحمت کشیدی ، سعی کن همچون زینب در مرگ فرزندت صبور باشی و این را بدان که آخرین راه مردن است [پس] چه بهتر آن که در راه اسلام شهید شوم. من ننگ می دانم [مرگ] آن کسی را که در رختخواب بمیرد.
ای مادر و پدر گرامی مرا تشییع جنازه نکنید که از روی هزاران شهیدی که بی هیچ هیچ تشییع جنازه ای جانشان را فدای انقلاب کردند شرمنده ام.
بر روی سنگ قبرم نامم را ننویسید . می خواهم همچون ده ها هزار شهید دیگر گمنام باقی بمانم. اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید : «پر کاهی تقدیم به آستان کبریای الله».
ای برادران و خواهران و دوستان. برایم گریه نکنید که دشمن خیال می کند ضعیف هستید. به دشمن بگویید که اگر پیکرم را صد پاره کنند ، اگر پاره های آن را هم بسوزانید و اگر خاکستر مرا به دریا بریزید در دل موج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم اسلام پیروز است ، ستمگر نابود. والسلام.  


pare-kah2.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

نامه محرمانه در مورد یک رییس جمهور پنجشنبه 6 آبان1389 3 بعد از ظهر

بدون شرح!

rajaee2.jpg

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

 

حقوق بشر و دموکراسی و احترام به ملت ها، فقط یک رویاست...

قرآن دل ماست...دل ما را بسوزانید...حزب الله آماده است

ادامه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

شب و ستاره دوشنبه 12 مهر1389 1 بعد از ظهر

با دست های کوچک خود راه گریه بست
تا اینکه اشک آمد و بر گونه اش نشست

آنقدر گریه کرد که افتاد روی میز
مانند یک پرنده ی کوچک دلش شکست

این بار با "ستاره" و "شب" جمله ای بساز
سارا اشاره کرد به آن راه دور دست

- ده سال می شود- پدرم رفته آسمان
خانوم اجازه! رفته ولی برنگشته است!

خانوم خنده ای زد و پرسید دخترم
در جمله های ناقصت اصلاً ستاره هست؟

ترسیده بود نمره اش این بار کم شود
خانوم .... شب .... دو مرتبه بالا گرفت دست

خانوم اجازه! صبح و شب ما یکی شده
خانوم اجازه! خانه ی ما بی ستاره است...
                                                                                               (مریم سقلاطونی)

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

سیر تحول یک سرباز روح الله+عکس(محمد توسلی) پنجشنبه 1 مهر1389 11 بعد از ظهر

به گزارش خبرنگار سرویس جهاد و مقاومت مشرق "محمد توسلی" در سال 1333 ه ش در "تهران" به دنیا آمد. سال 1342 که امام خمینی فرمود: سربازان من در گهواره اند ، محمد تنها 9 سال داشت اما مقدر بود که 15 سال بعد به جمع سربازان امام خمینی بپیوندد . محمد در 16 سالگی، پدرش را از دست داده و تنها نان آور خانواده 5 نفرشان گردید و ضمن کار در مغازه شیشه بری، به درسش هم ادامه داده  و دانشجوی رشته عکاسی و طراحی دانشگاه تهران شد.در هشتم مهر ماه سال 1359 ، زمانی در تنگه گاران – محور مریوان – به دست شقی ترین افراد به شهادت رسید. محمد توسلی در زمان شهادت قائم مقام شهید حاج احمد متوسلیان در فرماندهی سپاه مریوان بود.

برای مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

وزارت خارجه در نامه ای به مجلس که برای معاون پارلمانی رئیس جمهور و وزارتخانه های بازرگانی و صنایع هم رونوشت شده است، شرکت های صهیونیستی را معرفی کرده است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) این نامه در تاریخ ۲۷/۵/۸۹ از طرف حسن قشقاوی معاون امور مجلس وزارت خارجه به علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی نوشته شده است.
در متن این نامه آمده است که به علت تغییرات سریع سهامداران شرکت ها در بورس تشخیص صهیونیستی بودن یک شرکت دشوار است و این گزارش از آخرین وضعیت شرکت ها است که با کمک سازمان های تحریم تحت نظر سازمان کنفرانس اسلامی تدوین شده است.
در زیر اسامی این شرکتها آورده شده است:

لیست شرکت های صهیونیستی

دانلود فایل لیست اسامی شرکتهای صهیونیستی

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |

میدونید که اسراییل محیطی برای کاشت و برداشت خرما نیست....پس این خرماها با برند اسراییلی از کجا می آید؟؟

خبری رو از یکی از وبلاگ دوستان در مورد خرماهای اسراییلی و فتوای مفتی های سعودی خوندم و یاد صحیت های مسعود شجره، همین چند وقت پیش افتادم که پوستر تحریم خرماهای اسراییلی رو که نمونش رو گذاشتم داد و جریانات این ها رو تعریف کرد.

خرماهای اسراییلی






خرماهای تولید کشور اسراییل و حضور در بازارهای اروپایی

جریان از این قراره که تو سرزمین های فلسطینی نظامی های اسراییلی حضور دارند و نوجوانان دختر و پسر فلسطینی به زور از صبح تا غروب در بالای درختان نخل حضور دارند و مجبورند خرما ها را بچینند و به پایین پرتاب کنند.       

 و بعد این خرماهای چیده شده، همان خرماهایی است که به دست مردم اروپا می دهند.

پوستر تبلیغاتی تحریم خرماهای تولید کشور اسراییل توسط مسلمانان در اروپا

فیلم هایی هم از جریانات خرماهای اسراییلی در دو کلیپ 10 دقیقه ای تولید شده که میتونید با زبان اصلی انگلیسی ساده از سایت http://www.inminds.com/ ملاحظه بفرمایید.

نوشته شده توسط ممنپا  | لینک ثابت |